دنیای این روزهای من...
دو هفتست که حسابی اسید معدم زیاد شده ونصف شب از درد معده وگرسنگی از خواب پا می شم.من تا قبل از حاملگی اگه تا ظهر هم چیزی نمیخوردم گرسنه نمی شدم ولی الان اگه یه لحظه معدم خالی باشه حالم بد می شه و حالت تهوع می گیرم تازگیهام که وقتی بوی غذا بهم میخوره اگه خیلی هم گشنه باشم دیگه نمیتونم چیزی بخورم و سوزش معده میگیرم .خدا خدا میکنم که زودتر این حالتها از بین بره امیدوارم هفته آینده بهتر شم .
بابا جونت هر روز قبل از رفتن باهامون خداحافظی می کنه ومی بوستمون . دوست دارم زود بیایی وببینی که بهترین وعزیزترین بابای دنیا رو داری . بابایی که اگه تا آخر دنیا بهش افتخار کنی باز کمه. هادی جونم بابت همه ی مهربونی هات ممنونم وافتخار می کنم به اینکه نی نی تو عزیزمو تو دلم دارم
ضمنآ کمی با تأخیر سال نوی میلادی هم مبارکـــــــــــــــــــــــــــــ
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دنیای این روزهای من...
